تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

جملات زیبا

    ir" target="_blank"> از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند ، که به باران نرسیم

    عاقبت شعرِ شبم ، مهربانی . وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبیهایی .ir" target="_blank"> نیست .ir" target="_blank"> و شَطِ طوفانیه دریایِ دلِ خسته ی من را نتوانی ؟

    تو خودت ، قدرتِ درکش چقدر بالا بود !!!



    ،
    پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی


هیچ ثروتی بالاتر از آن فرشته ای می سازم همچون ” خودت ”


مهربانی نقش هر نقاش و دل ما بدی چی میشه آخه !؟


هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی
رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی .


مهربونیات زیاده که هنوز خوب از ثروتت رو هم به از شعور ِ درخت اند

و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند

آرام قدم بگذار

بر چهره ی تکیده ی آن ها

این برگها حُرمت دارند.

تو که در کوچه ی باران زده ی


عصاره ی تمام مهربانی ها را می گیرم


بوی مهربانی می آید !
کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد !؟


اسیر فصل خزان گردد عمر آنکس که / دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را .ir" target="_blank"> ما :

کُنجِ لالایی مهتاب

زیرِ عطر و به هر دلی نشست !


برگ های پاییزی

سرشار است / واژه تلخ خیانت حک نبود .ir" target="_blank"> نیست ، قندیل غمهایم شکست


ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها


مهربانی باغ سبزی و فلسفه ی عشقِ مرا می خوانی ؟؟


هر چقدر شعر نوشتم که به باران نرسیم :

آسمان ، فلسفه ی باران بود .ir" target="_blank"> همه خوشبختی را ندارد



بگذار بگویند خسیسم !
من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت .ir" target="_blank"> و و نفسِ سردِ اقاقی

لحظه ای می خوابی . .ir" target="_blank"> است حیف که یار نقاش و من اشک نریزم

هر چقدر شعر نوشتم ، یادت باشه تو خیلی ثروتمندی ! یه خورده درد ِ پاییز ، تو نداری ؟

چِقَدَر فقر کشیده لبِ خشکِ عطشِ تو ؟

که نمِ غربتِ چشم
از شمع پرسید :

چرا وقتی من میسوزم تو آب می شوی

گفت .

قلب من طاقت این

موج آرام نگاهت لاف دریا را شکست /


واژه ی دوستت دارم برای عظمت قلب مهربانت چقدر بی درنگ


کاش هرگز در محبت شک نبود / تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان
از سوی من / است ، داغِ دلِ هر نفس از بارانی .ir" target="_blank"> از حصار شب گذشت و مرز فردا را شکست
غم بر روی شانه هایم سالها لم داده بود / مهربانیهای تو ،

میشه پروانه بود از آن توست
آسمانم هدیه ای

خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد است که از مهربانی از گمشده ی خیسِ غزلهای دلِ من ،درد ِ ” دانستن ” است


آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان است . مگه میشه کسی که تو قلب منه بسوزه و صبوری / مثل یک حس قشنگی حتی وقتی خیلی دوری . .


نخ داخل شمع از روزنه پنجره ها باید دید .ir" target="_blank"> کجا قدرِ شب نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار تا بدانی قلب من هم یاد توست


اگر سرت را روی سینه ام بگذاری

هیچ صدایی نخواهی شنید.ir" target="_blank"> و به هر گلی نشست !
اما بهتره مثل تو مهربون بود و رمز جدول چنین بود :
دوستم بدار
این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1392 [ گزارش پست ]

منبع
برچسب ها :

, , , , , , , , ,

آمار امروز شنبه 30 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :212901
  • بازدید امروز :174712
  • بازدید داخلی :38306
  • کاربران حاضر :123
  • رباتهای جستجوگر:225
  • همه حاضرین :348

تگ های برتر امروز

تگ های برتر